Warning: include_once(core/fields/image.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/dargazkh/domains/dargazkhabar.ir/public_html/wp-content/plugins/advanced-custom-fields/acf.php on line 400

Warning: include_once(): Failed opening 'core/fields/image.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/php54/lib/php') in /home/dargazkh/domains/dargazkhabar.ir/public_html/wp-content/plugins/advanced-custom-fields/acf.php on line 400
چین و هند در آستانه برخورد نظامی | پایگاه خبری تحلیلی درگزخبر

آذر ۱۶ام, ۱۳۹۵

چین و هند در آستانه برخورد نظامی

در دو دهه اخیر، قدرت روز افزون چین بسیاری از کارشناسان بین‌المللی را متحیر نموده و معادلات جهانی را همواره دستخوش دگرگونی قرار داده است؛ آمریکا نیز نشان داده است؛ که خطر روز افزون چین را جدی گرفته است و کنترل آنرا به قضا و قدر نمی‌سپارد.

به گزارش درگزخبر، رصد و بررسی اتفاقات احتمالی در جهان به‌ویژه در حوزه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی، ما را در برابر اتفاقات احتمالی و تبعات آن هوشیار می‌کند؛ بنابراین بر آن شدیم شرایط دگرگون و ناپیدار جهان در وقوع یک جنگ احتمالی بین دو کشور مهم و پرجمعیت آسیا را مورد بررسی قرار دهیم؛ در این یادداشت، بعد از بیان مقدماتی، دلایل احتمالی وقوع جنگ بین دو کشور چین و هند، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تاریخچه کشور چین

چین، به پایتختی پکن، پرجمعیت‌ترین کشور دنیا با بیش از ۱.۳ میلیارد نفر جمعیت ‌است. این کشور در شرق قاره آسیا واقع شده؛ و توسط حزب کمونیست چین، در قالب یک نظام تک‌حزبی اداره می‌شود. این حزب بر ۲۲ استان و ۵ منطقه خودمختار، حکومت می‌کند.

جمهوری خلق چین با حدود ۹.۶ میلیون کیلومتر مربع، چهارمین کشور وسیع جهان و دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت سرزمینی است.

بعد از اجرای اصلاحات اقتصادی در چین، چین یکی از سریع‌ترین رشدهای اقتصادی دنیا را تجربه می‌کند. این کشور هم‌اکنون بزرگترین صادرکننده و دومین واردکننده بزرگ کالاست و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایه تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد.

چین عضو دائم شورای امنیت، سازمان ملل و سازمان‌های چندجانبه‌ای همچون سازمان تجارت جهانی، اپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است. چین به‌عنوان کشوری دارای سلاح هسته‌ای، از بزرگ‌ترین ارتش دائمی دنیا و دومین بودجه دفاعی بزرگ دنیا برخوردار است. چین همچنین از سوی برخی از دانشگاهیان، تحلیل‌گران نظامی، اقتصادی و سیاسی یک ابرقدرت بالقوه لقب گرفته ‌است و نقش بالایی در تحولات جهانی ایفا خواهد کرد.

تاریخچه کشور هند

هند به پایتختی دهلی‌نو در جنوب قاره آسیا قرار دارد و با پاکستان، چین و تبت مرز مشترک دارد.

پهناوری هندوستان سه و نیم میلیون کیلومترمربع است؛ بیشتر سرزمین هندوستان، پست و هموار است و رشته‌کوه هیمالیا که در شمال کشور قرار دارد؛ باعث شده‌ است که رطوبت و ابرهای باران‌زا از کشور هند خارج نشود؛ درنتیجه هند کشوری پرباران و مرطوب و دارای خاک بسیار حاصلخیز است. این موضوع باعث شده ‌است که بتواند جمعیت بسیاری را در خود جای دهد.

جمعیت هندوستان یک میلیارد و دویست نفر است؛ که دومین کشور پرجمعیت دنیا پس از چین به شمار می‌آید. هند بیش از ۳۵ شهر بزرگ با جمعیت بالای یک‌میلیون نفر برخوردار است.

هندوستان دارای تاریخ و فرهنگ بسیار کهن و پرباری است؛ که به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد. هندوستان سرزمین نژادها، زبان‌ها، آیین‌ها، و فرهنگ‌های مختلف است؛ در این کشور دو زبان هندی و انگلیسی در قانون اساسی این کشور به‌عنوان زبان رسمی اعلام‌ شده ‌است.

اقتصاد هند چهارمین اقتصاد بزرگ جهان است. هند به‌رغم رکود اقتصادی جهانی با رشد اقتصادی متوسط بالاتر از ۸ درصد طی چند سال گذشته به یک قدرت اقتصادی تبدیل‌شده است. این میزان رشد نزدیک به رشد اقتصادی کشور همسایه آن چین است. طبق بررسی که طبق برابری قدرت خرید صورت گرفته، اقتصاد هند در مقام چهارم است و تحلیل‌گران اقتصادی پیش‌بینی می‌کنند؛ هند تا سال ۲۰۲۰ میلادی پس از آمریکا و چین سومین کشور صنعتی جهان شود.

در حال حاضر کاهش قیمت نفت، مهم‌ترین فرصت اقتصادی این کشور به‌حساب می‌آید و نیز با کمک آمریکا گام‌های مهمی در استفاده از انرژی هسته‌ای برمی‌دارد.

روابط بین کشور چین و هند

هند و چین هرکدام جمعیتی بیشتر از یک میلیارد و دویست هزار نفر جمعیت دارند. جمعیت هند به‌زودی با چین برابر و از آن فزونی خواهد یافت. هر دو کشور جزو سریع‌ترین اقتصادهای دنیا محسوب می‌شوند؛ اما به‌طورکلی هند در ۳۰ سال گذشته از چین عقب‌افتاده است. چین در همه شاخص‌ها از هند سبقت‌گرفته است. و این امر موجب نگرانی هند و آمریکا شده است.

چین و هند از تمدن‌های کهن و نخستین هستند؛ و هزاران سال روابط فرهنگی و تجاری دارند؛ اما هند پس از استقلال، ۳ جنگ با چین داشته است و مسابقه تسلیحاتی میان این دو وجود دارد. مناسبات چین و هند با تجارت آغاز شد و در حال حاضر تأثیرات متقابل بر روی یکدیگر دارند.

هر دو کشور از قرن نوزدهم دچار افول صنعتی شدند و در قرن بیستم رقابت بین آن‌ها به اختلافات شدید (بر سر مسئله تبت) و حتی جنگ‌های مرزی انجامید.

 در سال ۱۹۶۲ رقابت بر سر قدرت اتمی آغاز شد. چین هم‌اکنون بعد از ایالات‌متحده رده دومین صادرکننده جهانی به این کشور را به دست آورده است.

روابط نزدیک هند و آمریکا

روابط دو کشور هند و آمریکا از زمان استقلال هند از انگلیس با افت‌وخیزهای فراوانی روبرو بوده است. در چند سال اخیر و از دوره ریاست جمهوری بوش پسر، این روابط رو به گسترش بوده و در چند سال اخیر با روی کار آمدن حزب بهاراتیا اجاناتا پارتی در هند، گسترش روابط، رشد چشمگیری داشته است.

دولت جدید هند دولتی ملی‌گرا بر پایه هندوئیسم بوده که به‌ نوعی، گرایش‌ها افراطی هندوها را حمایت می‌کند. این دولت نماینده اقشار مرفه و به‌طور عمده نژاد هندی و اروپایی است؛ که به همین دلیل گرایش زیادی هم به رفتن به‌سوی غرب دارد. علاوه بر این‌ها، خصومت بیشتر این حزب با چین و نگاه به چین به‌عنوان یک دشمن خطرناک در مرزهای شمالی و همچنین ضدیت بیشتر این حزب و دولت برخاسته از آن، با اسلام، همگی زمینه‌های گرایش به آمریکا را فراهم نموده است.

آمریکا نیز با انگیزه‌های مختلف، که به آن خواهیم پرداخت، به دنبال گسترش روابط با هند است؛ که مهم‌ترین آن‌ها، کنترل چین است.

چین هم‌اکنون عنوان دومین قدرت اقتصادی جهان را یدک می‌کشد. این کشور اخیراً تمایل خود را برای ورود به پرونده‌های امنیتی نیز نشان داده تا به رقبایش بفهماند که به دنبال گرفتن سهم خود در ساز و کارهای امنیتی جهانی نیز است.

ورود به گفت‌وگوهای صلح در افغانستان، ارائه کمک‌های نظامی–امنیتی به دولت افغانستان و درعین‌حال برقراری رابطه با طالبان، ورود جدی‌تر به مناقشات در دریای چین جنوبی و گسترش حضور خود در این منطقه ازجمله فعالیت‌های چین است. چین می‌خواهد با انجام این اقدامات ضمن حفظ سهم خود و تثبیت آن، از توان اقتصادی‌اش در جهت گسترش فعالیت‌های امنیتی نیز بهره‌برداری کند.

حال با توجه به چالش مرزی موجود بین چین و هند و رقابت دیرین این دو کشور پرجمعیت جهان در منطقه، آمریکا قصد دارد از گسترش روابط خود با هند در جهت کنترل چین استفاده کند.

از طرف دیگر هند دارای قابلیت فکری و سیاسی برای همکاری با رژیم صهیونیستی است. باورهای نژاد پرستانه در هر دو طرف به این پیوند کمک می‌کند و تقویت اسرائیل در منطقه به‌طورقطع یکی از راهبردهای آمریکاست.

هند بازار گسترده بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری دارد که جولانگاه مناسبی برای آمریکاست که ازنظر اقتصادی مشکلات عدیده‌ای دارد.

هند بهترین شریک برای ایجاد توازن قوا به نفع آمریکا در منطقه و در کل قاره آسیاست؛ بنابراین هرگز آمریکا از این فرصت غفلت نمی‌کند؛ بنابراین رابطه هند و آمریکا که یک رابطه استراتژیک است هرروز قوی‌تر می‌شود.

هند قدرتی منطقه‌ای است و ادعاهای جهانی ندارد و تقاضاهای منطقه‌ای‌اش هم منافاتی با منافع آمریکا ندارد بلکه در بسیاری موارد، همسو نیز هست؛ لذا هند به گسترش نقش آمریکا در منطقه کمک می‌کند و وزن منطقه‌ای خود را نیز افزایش می‌دهد.

تقابل با چین و ادعاهای ارضی چین در شمال هند و ادعاها در حوزه دریای چین، نیاز هند را به متحدی قوی همچون آمریکا، بیشتر کرده است. در دوره‌های اخیر نزدیک شدن چین و روسیه به دلیل مشکلات مشترکی که با آمریکا داشته‌اند باعث شده که دولتمردان هند نتوانند از حمایت کامل روس‌ها از هند، در برابر چینی‌ها اطمینان داشته باشند؛ ولی رویکرد گسترش روابط با آمریکا، این اطمینان را به هند خواهد داد.

هند تسلیحات آمریکایی را ترجیح می‌دهد و علاوه بر آن، همکاری در زمینهٔ انرژی هسته‌ای، تلاش آمریکا برای پیوستن هند به گروه تأمین‌کنندگان هسته‌ای و همکاری آمریکا با هند در زمینه فناوری فضایی، انگیزه‌های روشنی برای گسترش همکاری هند با آمریکا هستند.

هند برای تداوم توسعه پایدار و حفظ رشد اقتصادی خود نیازمند سرمایه، فنّاوری و آموزش است و این هر سه قابلیت تأمین شدن توسط آمریکا را دارند.

آمریکا از هند در جهت یافتن نقش قوی‌تر در منطقه و جهان حمایت می‌کند و حتی از عضویت دائم این کشور در شورای امنیت سازمان ملل نیز فقط با این ملاحظه که حق وتو نداشته باشد، طرفداری می‌کند چراکه با اتحاد این دو کشور، گسترش نقش هند به منزله سنگینی کفه قدرت در جهان، به نفع آمریکاست.

تشنج روابط آمریکا و چین

روابط چین و آمریکا از دوران جنگ جهانی دوم همیشه مورد توجه پژوهشگران و دانشجویان روابط بین الملل قرار گرفته بود.

روابط این دو کشور را شاید بتوان یکی از پیچیده‌ترین و متناقض‌ترین الگوی روابط بین‌الملل موردنظر قرار داد؛ در اوایل دهه هفتاد میلادی دیدگاه و هدف هر دو کشور مقابله با شوروی بود به عبارتی آمریکا از همکاری با چین مهار و کنترل شوروی را دنبال می‌کرد و چین همکاری با آمریکا را به‌عنوان فاکتوری در جهت مقابله با زیاده‌خواهی و تهدیدات امنیتی شوروی دنبال می‌کرد.

لذا استراتژی همکاری و وابستگی نسبی را علیرغم اختلافات ایدئولوژیک را برای آن‌ها رقم زد.
آمریکا روابط و همکاری با چین را موجب ثبات و امنیت در آسیا و رشد اقتصادی خود می‌دانست و موضوعات امنیتی در شرق آسیا از جمله بحران هسته‌ای کره شمالی و نقش بی‌بدیل چین در کنترل آن مورد توجه آمریکائی قرار گرفته بود.
چین نیز به برتری فن‌آوری آمریکا اذعان داشت؛ لذا روابط بدون تنش با این کشور را از اهمیت بسزایی برای خود برمی‌شمرد. چین بیش از هر چیز در راستای طی نمودن مسیر توسعه و رشد خود نیازمند آرامش و عدم تقابل با آمریکا بود؛ بنابراین سعی نموده بود ضمن حفظ اصول خود از ایجاد تنش خودداری کند. به عبارتی با دوری کردن از تنش‌ها با غرب راه توسعه اقتصادی را طی کرد و به رشد اقتصادی خود ادامه داد تا اینکه موجب نگرانی غرب و آمریکا شد. چراکه به دنبال رشد و توسعه خیره‌کننده اقتصاد این کشور، قدرت آن نیز در صحنه بین‌المللی رو به فزونی گذشت.

سیاست و استراتژی آمریکا در شمال و شرق آسیا علیرغم پایان یافتن جنگ سرد تغییر عمده‌ای نکرد؛ شاید بتوان گفت جنگ سرد در شرق آسیا هنوز پایان نیافته و منطقه در دوران جنگ سرد یخ‌زده است و استراتژی آمریکا همچنان در این منطقه مبنی بر کنترل و مهار چین استوار است.

آمریکا خود ا یک قدرت جهانی می‌بیند و نظم و ترتیبات امنیتی طرح‌ریزی‌شده قبلی را همچنان برای منطقه مفید می‌داند و نظم با ثبات‌تری از جنبه منافع متقابل را متصور نمی‌بیند.

راهبرد آمریکا در قبال چین طی چند دهه گذشته استفاده از ابزار و تهدیدات نظامی بوده است در این راستا راهبرد اتحاد با سه کشور را برای مقابله با آن در پیش گرفت؛ و از تایوان به عنوان پاشنه آشیل چین استفاده می‌کند. هدف آمریکا در از پیش گرفتن این راهبرد ممانعت از ظهور یک قدرت منطقه‌ای، حضور پرتوان و جدی چین در منطقه است.
با نگاه به راهبرد این کشور در برخورد و تعامل با چین شاهد یک فراز و فرودی در این راهبرد هستیم.

چین در سال ۲۰۱۲ میلادی ۱٫۸ تریلیون دلار صادرات داشته است ولی در سال ۲۰۱۳ میلادی میزان صادرات آن به ۲٫۲ تریلیون دلار رسیده است این در حالی است که واردات آن در سال ۲۰۱۲ میلادی ۱٫۶۱ تریلیون دلار و در سال ۲۰۱۳ میلادی ۱٫۷۷ تریلیون دلار بوده است اولین شریک صادراتی چین در سال ۲۰۱۳ میلادی آمریکا و سومین شریک در بخش واردات نیز ایالات‌متحده بوده است.

در سال ۲۰۱۳ میلادی تولید ناخالص داخلی آمریکا ۱۶٫۷ تریلیون دلار بوده است و تولید ناخالص داخلی چین به عنوان دومین کشور دنیا ۱۳٫۳ تریلیون دلار بوده است.

 کاهش فاصله بین اقتصاد دو کشور در این دهه اخیر اتفاق افتاده و چین توانسته است به سادگی اقتصادهای قدرتمندی چون آلمان و ژاپن را پشت سر بگذارد.

این دو کشور در برخی زمینه‌ها دارای تضاد و تقابل جدی هستند؛ آمریکا موضوع امنیتی تبت و تایوان را به راحتی کنار نگذاشته است و از آن به عنوان عاملی در جهت فشار بر چین استفاده می‌کند. طی چندین سال اخیر نیز شاهد بهره‌برداری آمریکا از این موضوع بوده‌ایم.

در خصوص تعادل در تراز تجاری دو کشور نیز طی چند سال اخیر شاهد فشار مضاعف آمریکا بر چین در راستای کاهش ارزش یوان بوده‌ایم اما چین اجازه کاهش شدید ارزش یوان را نداده؛ چراکه با کاهش ارزش یوان صادرکنندگان چینی رغبتی به افزایش صادرات خود نخواهد داشت و در نهایت اقتصاد چین با بحران مواجه خواهد شد.
پیرامون همکاری‌های فضائی نیز در سال ۲۰۰۳ که چین از آمریکا درخواست نمود در زمینه فضائی با یکدیگر همکاری کنند؛ با پاسخ منفی آمریکا و ناسا روبرو شد؛ اما چین به تلاش‌های خود در این عرصه ادامه داد و اکنون چین در حال تبدیل‌شدن به یک قدرت در عرصه فضا درآمده است و به گفته برخی از صاحب‌نظران عرصه مذکور، به زودی چین جای آمریکا را در این زمینه خواهد گرفت.

چین به جای آمریکا

سه پیش‌بینی در خصوص جایگزینی چین به‌جای آمریکا در عرصه‌های مختلف اقتصادی و نظامی مطرح است؛ برخی معتقدند در سال‌های آینده چین جای آمریکا را در عرصه اقتصادی خواهد گرفت. برخی دیگر از تحلیلگران بر این اعتقادند چین در سال ۲۰۲۰ میلادی جایگزین آمریکا در اقتصاد جهانی خواهد شد و در نهایت آخرین تحلیل مربوط به گروهی است که ۲۰۳۰ میلادی را سال تغییر در اقتصاد جهانی و جایگزینی چین به‌جای آمریکا می‌دانند. آنچه مسلم است این است که همه دیدگاه‌ها بر رشد سریع اقتصاد چین و تبدیل‌شدن آن به اقتصاد اول دنیا را تصدیق می‌کنند؛ اما بر روی زمان این تبدیل اتفاق‌نظر ندارند و به نظر می‌رسد دنیا در حال گذار بزرگ است و قدرت در مسیر آمدن به‌سوی آسیا قرار دارد و قرن ۲۱ متعلق به آسیا خواهد بود؛ اما آنچه مسلم است آمریکا در برابر این انتقال قدرت از راه‌های مختلف ممانعت خواهد کرد.

تعریف جنگ‌های واسطه‌ای یا نیابتی

جنگ نیابتی، یا جنگ واسطه‌ای، وضعیتی است؛ که در آن قدرت‌های درگیر به جای اینکه مستقیماً وارد جنگ با یکدیگر شوند؛ با حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و تبلیغاتی از کشورها یا گروه‌های مسلح، با قدرت مقابل متحدین آن می‌جنگند و سعی در تضعیف آن قدرت دارند. در بسیاری از موارد به علت توان بالای نظامی قدرت‌های اصلی، درگیری نظامی مستقیم آن‌ها با یکدیگر می‌تواند هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و انسانی بالایی را برای هر دو طرف در پی داشته باشد و ازاین‌رو طرفین تلاش می‌کنند که بدون وارد شدن به جنگ تمام‌عیار از طریق حمایت از گروه‌ها و دولت‌های ثالث به طرف مقابل ضربه بزنند و یکدیگر را تضعیف نمایند.

جنگ نیابتی خالص تقریباً وجود ندارد؛ زیرا گروه‌هایی که با یک کشور خاص در جنگ هستند؛ معمولاً به دنبال منافع و هدف‌های شخصی خود نیز هستند که ممکن است با منافع و هدف‌های کشور حامی آن‌ها در برخی موارد یکی نباشد و از کنترل نیز خارج شود. معمولاً بیشترین کاربرد جنگ‌های واسطه‌ای در دوران جنگ سرد است؛ زیرا به این وسیله می‌توان بدون درگیری مستقیم باقدرت مقابل و ورود در یک جنگ بزرگ و بسیار پرهزینه، به فشار بر قدرت مقابل ادامه داد.

آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که روش دکترین بوش ‌که ۱۵۰ هزار نیرو به عراق گسیل کرد و میلیارد‌ها دلار خسارت و ۱۰ هزار کشته به بار آورد، شکست‌خورده است و در اغلب اوقات پس از وقوع جنگ‌های مهم، رسانه‌های آمریکایی اقدام به انتشار دیدگاه‌های ضد جنگ کرده؛ که این امر سبب اعمال فشار بر دولت می‌شود؛ بنابراین، آمریکا نمی‌تواند؛ توجیهات لازم، برای افکار عمومی جهت ورود مستقیم به جنگ علیه چین را فراهم کند؛ و ترجیح می‌دهد به جنگ‌های نیابتی روی‌آورد.

نتیجه

چین و هند به خاطر وجود رقابت نظامی، اقتصادی و مسئله تبت همواره دارای رابطه پرتنش بوده؛ به‌طوری‌که به خاطر عدم وجود مرز مشخص در منطقه تبت، بارها نیروهای نظامی آن با یکدیگر روبه‌رو شده‌اند.

با توجه به قدرت روزافزون چین و اینکه آمریکا شرایط مقابله مستقیم نظامی با چین را جهت کنترل و کاهش قدرت این کشور را ندارد؛ بنابراین آمریکا به‌ طور قطع به شکل جنگ نیابتی هند را برای موازنه قدرت، در منطقه برای مقابله با چین، تشویق خواهد کرد.

نشانه‌های این اتفاق را می‌توان در سیاست‌های رئیس‌جمهور جدید آمریکا جستجو کرد؛ وی اخیراً اظهار کرده است؛ تمایلی به دخالت در مسائل سوریه را ندارد و از طرف دیگر با گذاشتن معافیت‌ها و تخفیفت مالیاتی برای بازگشت کارخانه‌های آمریکایی از چین به آمریکا، نشان می‌دهد؛ که آمریکا خطر قدرت چین را جدی گرفته است و کنترل آن‌ را به قضا و قدر نخواهد سپرد.

بنابراین با بررسی مسائل بیان‌شده به این نتیجه خواهیم رسید که به‌زودی در آسیا شاهد یک برخورد نظامی بین کشور هند و چین خواهیم بود.
انتهای پیام/ مصطفی دارابی

  • india-vs-china

برچسب‌ها, , , , , , , , , , , ,


ایمیل سایت:  dargazkhabar.ir@gmail.com                         شماره سامانه پیامک سایت:    به زودی



Notice: پوسته بدون comments.php is deprecated since version 3.0.0 with no alternative available. لطفاً یک قالب comments.php در پوسته‌ی خود قرار دهید. in /home/dargazkh/domains/dargazkhabar.ir/public_html/wp-includes/functions.php on line 3959

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *