آبان ۸ام, ۱۳۹۷

در مسیر بهشتی نجف به کربلا؛ ما رایت الا جمیلا

مسیر بهشتی نجف تا کربلا آنقدر حرف برای گفتن دارد که اگر بخواهی تک تک آنها را نقل کنی خواهی توانست هزاران کتاب از آن بنویسی؛ هر عمود حکایتی برای خود دارد و هر موکب روایتی از است از عشق به حسین (ع).

به گزارش درگزخبر؛ چند سالی است که خیل عظیم عاشقان حسینی با نزدیک شدن به ایام اربعین، کوله بار خود را بسته و با پای پیاده راهی زیارت حسین (ع) می شوند.

بیچاره آن کس که کربلا را ندیده و بیچاره تر آنکه کربلا را دید؛ این جمله ای است که اکثر سخنرانانی که در وصف کربلا سخن می گویند در خلال مطالب خود به آن اشاره می کنند، اما تا نروی و کربلای حسین (ع) را نبینی، نخواهی توانست این جمله را فهمیده و تفسیرش کنی.

انسانها از عشق تعاریف متفاوتی دارند اما این چه عشقی است که هیچ حد و مرزی ندارد؛ کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد، مسلمان و مسیحی؛ همه و همه به عشق حسین در ایام اربعین دل از تمام دارایی های دنیا بریده و با کوله باری بر دوش، پای در راه عاشقی می نهند.

پس از ورود به کشور عراق، به زیارت امیرالمومنین (ع) میروی که از پدر، اذن قدم گذاشتن در مسیر رسیدن به فرزند را بگیری؛ اجازه از قبل صادر شده است و تو بی آنکه خود بدانی دعوت شده هستی، اگرنه هیچ گاه نخواهی توانست حتی وارد این سرزمین مقدس شوی.

پس از چشیدن لذت عبادت و بندگی در ایوان نجف، مسیری به طول ۸۰ کیلومتر در انتظار توست که قدم به قدم آن را پشت سر نهی و خود را به حرم ارباب برسانی.

چه رازی است در زیارت حسین (ع) که به ازای هر قدمی که به سمت او برمیداری ثواب یک حج مقبول با پیامبر گرامی اسلام (ص) در پرونده اعمال تو ثبت می شود؟ خدا می داند…

این مسیر بهشتی آنقدر زیباست که اصلا گذران آنرا متوجه نمی شوی؛ اگر می خواهی بیشتر با ارباب عشق بازی کنی باید سبکبال تر باشی که قید و بند دنیا، دست و بال تو را نگیرد و حواست را به خود مشغول نکند.

اینجا همه خادم هستند، اما فرقشان با بقیه خدام این است که دستمزد خود را محبت حسین (ع) می دانند؛ مزدی از تو نمی‌خواهند که هیچ، خاک پای زائر حسین (ع) را هم توتیای چشم خود می کنند.

مردم اینجا از کودکی به فرزندان خود نوکری نوکران اهل بیت علیهم السلام را آموزش می دهند؛ بسیارند کودکانی که در مسیر، زوار اربعین را دعوت به حضور در مواکب کرده و یا چای و خرما به آنها تعارف می کنند.

مهمان نوازی هم در اینجا حال و هوای دیگری دارد؛ زنی را دیدم که با فرزندان خود در مقابل زائران زانو میزد و به آنها التماس میکرد برای دقایقی هم که شده پای به منزل او گذاشته و نفسی تازه کنند؛ همه چیز را هم برای مهمانانش فراهم کرده بود، از لوازم استراحت و ناهار و شام و چای عراقی گرفته تا اینترنت wifi.

وقتی از دلایل اینهمه اصرار او سوال می کنی می گوید: زائرین حسین (ع) برکت منزل و نور چشم او و فرزندانش هستند؛ مساله ای که شاید درکش برای خیلی از ماها سخت و یا حتی غیرقابل تصور باشد ولی آنها همه ساله با این حقیقت زندگی می کنند و هر سال با عشق بیشتری ایام اربعین را گرامی می دارند.

هر کسی هر چه در توان دارد به وسط میدان آورده و سعی می کند گوشه ای از کار را بگیرد؛ آنهایی هم که بضاعت مالی آنچنانی ندارند با یک جعبه دستمال کاغذی و یا بسته ای خلال دندان که البته همه دارایی آنهاست زائران را تکریم می کنند.

مسیر نجف تا کربلا آنقدر حرف برای گفتن دارد که اگر بخواهی تک تک آنها را نقل کنی خواهی توانست هزاران کتاب از آن بنویسی؛ هر عمود حکایتی برای خود دارد و هر موکب روایتی از است از عشق به حسین (ع).

راستش را بخواهی گاهی اوقات گرمای هوا و طولانی بودن مسیر تو را خسته کرده و طی طریق را برایت دشوار می کند اما وقتی به یاد رقیه سه ساله و غربت کاروان اسرا می افتی، از خجالت سرت را پایین می اندازی و با چشمان گریان به مسیرت ادامه می دهی.

راستی چقدر تفاوت است بین مسیری که زینب (س) طی کرد و مسیری که تو در آن قدم گذاشته ای؛ سرهای به نیزه، غل و زنجیر، اسارت اهالی کاروان و توهین و هتک حرمت به خاندان رسول خدا (ص) کجا و عزت و احترام و خدمت به زائرین پیاده اباعبدالله (ع) کجا، پس چه چیزی باعث شد که زینب (س) بگوید ما رایت الا جمیلا ….

عمودها یکی پس از دیگری طی می شود و تو با این بدن خسته و پاهای آبله بسته در حالی که سرشار از شوق دیدن حرم هستی به اواخر راه میرسی؛ از چند کیلومتر آنطرف‌تر نگاهت که به بارگاه منور ابالفضل العباس (ع) می افتد ناخودآگاه پاهایت سست شده ، به زمین می افتی و اشک شوق از گونه هایت جاری می شود.

تمام خستگی مسیر به یکباره از جان و تنت رخت بر بسته و تو به آرزوی دیرینه خود میرسی؛ این قدم های آخر را با چنان عشق و شوری طی می کنی که گویا تازه قدم در راه گذاشته ای؛ آری مزد خود را گرفتی، بالاخره چشم و دلت منور می شود به تماشای عظمت حسین (ع) و برادرش عباس بن علی (ع).

عقده دلت باز می شود و تو حرف های نگفته این چند سال عمر خود را با ارباب در میان میگذاری؛ چه آرامشی دارد این حرم و چه عشقی است نفس کشیدن در بین الحرمین ارباب؛ لحظه هایی که هیچ وقت نمی خواهی تمام شود و انگار سالهاست به انتظار رسیدن آن زندگی کرده ای.

حرف آخر: خواستند اتحاد بین ایرانی و عراقی را خراب کنند، اما نتوانستند؛ خواستند از طریق فشار اقتصادی مردم را از رفتن به کربلا منصرف کنند، اما مردم با هر سختی که بود خود را به اربعین رساندند و عده ای غافل هنوز هم که هنوز است نمی دانند عشق به حسین (ع) حرارتی است در دلها که تا روز قیامت خاموش نمی شود و هیچ چیز و هیچ کس توان ایستادگی در برابر این محبت را ندارد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها, , , ,


ایمیل سایت:  dargazkhabar.ir@gmail.com                         شماره سامانه پیامک سایت:    به زودی


یک پاسخ به “در مسیر بهشتی نجف به کربلا؛ ما رایت الا جمیلا”

  1. حیدری گفت:

    بسیار زیبا ودلنشین ورشک برانگیز…افسوس که جاماندیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *