دی ۲۳ام, ۱۳۹۵

سهم خواهی سکولارها از نظام جمهوری اسلامی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی درگزخبر به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از هرمز؛ در این متن سعی داریم گوشه ای از مرام و مسلک روشنفکران غرب مدار یا همان سکولارها را بازگو کنیم : منور الفکران ایرانی به جای آن که تلاش کنند در همراهی با روحانیت ریشه های استبداد و استبداد خواهی در ایران را بسوزانند ، به دلیل آموزه ها و تربیت غلطی که از فرنگ با خود همراه داشتند و به تعبیر رهبر انقلاب روشنفکری در کشور بیمار متولد شد ، رویکرد اشتباهی را برای پیشبرد اهداف خود برگزیدند . در واقع اگر رویکرد سکولاریستی و حتی دین زدایی آنها نبود که احکام شریعت را به سخره می گرفت و اگر آنها در پی مقابله با روحانیت و حذف آن برنمی آمدند سرنوشت مشروطیت به گونه دیگری رقم می خورد .

مشروطیت گرچه با رهبری روحانیت به پیروزی رسید ، اما با تندروی نیروهای سکولار اختلاف ها در آن آغاز شد و مشروطه خواهان و مشروعه خواهان صف خود را از همدیگر جدا کردند .
شیخ فضل الله نوری به عنوان نماد مقاومت آن دوره در برابر نیروهای سکولار ، آماج حملات تبلیغاتی قرار گرفت و گرچه خود از رهبران مشروطیت بود ، اما به دلیل مشروعه خواهی ، مشروطهه خواهی او نیز انکار شد .
رادیکالیسم نیروهای سکولار ، کار را به جایی رسانید که در اوج التهاب و هیجانات به وجود آمده در جامعه ، این مجتهد بزرگ در مهم ترین میدان شهر و در میان ازدحام جمعیت تماشاگر به دارر آویخته می شود .

 

روشنفکر غرب مدار در هر دوره به اقتضای زمان و گفتمان خویش ، برخی موضوعات را تبدیل به مسائلی اختلاف بر انگیز کرده و گرچه از فرهنگ گفتگو و تفاهم و مشارکت و تحمل یکدیگر سخن می گویند اما در همان زمان در پی حذف روحانیت بر آمدند .
این رویکرد پس از انقلاب نیز ادامه یافت و حتی در مواردی شدت یافت . گرچه امام خمینی با رهبری جامعه به سوی جمهوری اسلامی به نوعی تلاش کرد میان این دو نیروی موثر اجتماعی پیوندد مستحکمی برقرار کند و نظامی سیاسی را برای مشارکت دو نیروی فرهنگ ساز جامعه ایرانی طراحی کند ، اما کارشکنی های این جریان به گونه دیگری ادامه یافت .
تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر جمهوریت و اسلامیت گرچه از ابعاد متفاوتی برخوردار است اما یکی از ابعاد مهم چنین نظامی این بود که می توانست محلی برای اجماع و همدلی روشنفکران وو روحانیت باشد . در این میان اصل ولایت فقیه ضامن اسلامی بودن است و حضور مردمی در انتخابات برای تعیین مدیران و حاکمان کشور نیز ضامن جمهوریت آن است .
و اما پس از انقلاب نیز جریان سکولار از همان آغاز در پی حذف روحانیت و جریان اسلامی از عرصه اجتماعی و سیاسی بر آمد . گرچه انقلاب با رهبری مرجعیت دینی به پیروزی رسید ، اما جریانن مذکور توصیه هایی از جنس بختیار داشت و می خواست امام را به واتیکان قم منتقل سازد .
این جریان به دلیل روحیات انحصار طلبانه خود هیچ گاه نپذیرفت که برای اداره کشور به سوی تعالی و توسعه می تواند با همراهی نیروهای مذهبی و به ویژه روحانیت گام استوارتری بردارد .
لذا از همان ابتدا از در تقابل با نظام جمهوری اسلامی بر آمد و بنیادی را که مطابق آرای عمومی و موافقت ۹۸ درصد رای دهندگان برپا شده بود انکار کرد ؛ اما همچنان مدعی بود که د ر انتخاباتت های این نظام شرکت می کند تا بتواند از این طریق و فرصت هایی که پیش خواهد آمد ، راهی برای نیل به قدرت بیابد . در این رویکرد انتخاباب فراتر از برگزیدن یک مدیر کشوری ، پدیده ای ایدئولوژیک تلقی می شد که با استمرار منازعات سیاسی در پی مقابله با اساس جمهوریت اسلامی بود.
با چنین رویکردی نیروهای سکولار نه تنها کمک چندانی به رشد فرهنگ سیاسی ایران نکرده اند و نتوانسته اند مقوم ارزش هایی نظیر مشارکت سیاسی ، گفتگو ، تحمل مخالف ، قانون پذیری وو تکثرگرایی باشند ، بلکه بر عکس به اقداماتی مبادرت کرده اند که گاه نشانه هایی از انحصارطلبی ، استبداد خواهی ، قانون ستیزی و رادیکالیسم در آن ظهور یافته است که نمونه آخر آن هم انتخابات دهم ریاست جمهوری بود .
نیروهای غرب مدار ایران سخن از قانون گرایی به میان می آورند اما خود را فراقانونی می دانند ؛ از تحمل مخالف سخن می گویند اما منظورشان این است که فقط مخالفان آنها را تحمل کنند ؛؛ شعار تکثرگرایی می دهند اما تا جایی که خود بر مسند قدرت نباشند در پی مشارکت سیاسی بر می آیند اما در جایی که گمان کنند این مشارکت عمومی پیروزی انتخاباتی آنان را در بر خواهد داشت .

 

انتهای پیام /


ایمیل سایت:  dargazkhabar.ir@gmail.com                         شماره سامانه پیامک سایت:    به زودی


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *