دی ۲۰ام, ۱۳۹۵

دو برادری که در یک روز به شهادت رسیدند/حماسه‌سازان رابری در عملیات کربلای۵

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی درگزخبر به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "صبح رابر"؛ عملیات کربلای ۵ نام عملیاتی نظامی در جریان جنگ ایران و عراق می‌باشد که توسط نیروهای ایرانی با رمز «یا زهرا (س)» در محورشلمچه – کانال ماهی به صورت گسترده در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۶۵ به فرماندهی سپاه جهت فتح بصره شروع شد.

شهید غلامحسین و شهید رضا آقاملایی از هزاران رزمنده ای است که پس از جنگ تحمیلی ، آرزوی شهادت بر داشتند که هردو برادر در عملیات کربلای ۵ در تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۶۵ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند .

سردار شهید غلامحسین آقاملایی جانشین گردان الغدیر ۴۲۱ لشکر ثارالله در سال ۱۳۳۱ در خانواده مذهبی و مؤمن در روستای گلینوئیه چشم به جهان گشود ، مادرش کوکب و پدرش نورالله آقاملایی بود ، ۴ خواهر و ۵ برادر دارد.

قبل از سن مدرسه قرآن را در مکتب خانه فرا گرفت و در سن هفت سالگی وارد مدرسه شد و تا دوران راهنمایی آن زمان ادامه داد، در شرایط سخت اقتصادی مدرسه را رها کرد و در معدن ذوب آهن زرند کرمان مشغول بکار شد پس از چند صباحی در استانداری کرمان کار می کرد ، او همیشه مظهر فتوت و جوانمردی بود و بعد از انقلاب و پس از شروع جنگ تحمیلی در تابستان ۱۳۶۰ جهت آمادگی شرکت در جبهه نبرددر واحد بسیج سپاه رابر اسم نویسی کرد و پس از گذراندن دوره آموزشی عازم جبهه شد .

در هنگام عملیات هیچ رعب و وحشتی نداشت وسایر رزمندگان وقتی روحیات اورا میدیدند روحیه میگرفتند زمانی که از جبهه می آمد ابتدا به گلزار شهدای گنجان می رفت .در اروند فرمانده گروهان پادگان بود وهشتاد نفر نیرو تحت اختیار ایشان بود همه میگفتند که از این هشتاد نفر ممکن است ده نفر در مقابل توپخانه دشمن سالم بماند اما غلامحسین با درایت کاری کرد که حتی یک نفر هم زخمی نشد و وقتی روی پشت بام دشمن رسید عراقی هاغافلگیرانه از خواب بیدار شدند و نتوانستند کاری انجام دهند .ایشان در عملیاتهای شکست حصر آبادان ،فتح المبین،بیت المقدس و … شرکت نمود.

و برای اولین بار با شرکت در عملیات شکست حصر آبادان تعهد و اطاعت خود را در مقابل پروردگار و ولایت نشان داد . برای مرحله دوم و سوم عازم جبهه شد با شروع عملیات فتح المبین همراه دو برادرش تاجعلی و رضا عازم جبهه شد و در عملیات بیت المقدس شرکت نمود و پس از   آن به عضویت سپاه در آمد و به دلیل لیاقت ، شجاعت و مردانگی بیش از همه که خاطراتش نقل محافل بود تا سطح جانشین گردن ۴۲۱ الغدیر لشکر ثارالله پیش آمد تا اینکه در عملیات کربلای ۵ همراه برادرش رضا به درجه رفیع شهادت نائل آمد .

مراد برادر شهید که ۵۵ سال دارد می گوید : شهید غلامحسین در عملیات رمضان ، عملیات خیبر و عملیات کربلای ۵ شرکت داشت ، شهید رضا در۱۸ یا ۲۰ سالگی و شهید غلامحسین در ۳۰ سالگی به جبهه اعزام شدند ، هر دو در عملیات کربلای ۵ در تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۶۵ به شهادت رسیدند .و دو برادر دیگرش، خودم جانباز ده درصد و تاجعلی جانباز ۷۰ درصد است .

photo_2017-01-08_15-53-34

برادر شهید  گفت : شهید به واسطه علاقه زیاد به حضرت فاطمه زهرا (س) هنگام تولد دخترش نام کنیز فاطمه زهرا (س) که اسماء بود اسم دخترش را اسما ء گذاشت .

وی ادامه داد : موقع شهادت غلامحسین، پسرش به نام قاسم ، ۶ ماه بود ، که پدرش شهید شد .

سردار شهید حاج علی ژاله در دوازدهم دیماه سال ۱۳۴۰ ، پدرش افضل و مادرش صغری آقاملایی در یکی از روستاهای به نام ننیز علیا پابه عرصه وجود گذاشت. با شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و در سال ۱۳۶۵۵ فرماندهی گردان ضدزره لشکر پیروز ثارالله را برعهده گرفت تا اینکه سر انجام در عملیات کربلای پنج به فیض شهادت نائل آمد. از این شهید بزرگوار یک پسر به نام سلمان به یادگار ماند.

photo_2017-01-08_16-13-40

شهید علی ژاله از زبان سردار حاج قاسم سلیمانی 
جبهه و جنگ برای همه ی کسانی که در آن زندگی کردند جنگیدند، هرگز فراموش نمی شود. و من نیز آن ساعات از زندگی ام را مانند گنجینه ای گران بها در ذهنمم حفظ کرده ام، علی ژاله نیز جزئی از آن گنجینه گران بهاست که خاطراتش همیشه در یاد و خاطر من باقی مانده است.
علی با تعدادی از رزمندگان، برای آموزش ۱۰۶، انتخاب شد و می توان گفت تنها کسی هم بود که خیلی سریع در این زمینه مهارت پیدا کرد. او جزو بنیانگذاران ادواتت لشکر ثارالله به حساب می آمد.
علی فقط به ۱۰۶ اش قانع نبود؛ همیشه همراه آن دو قبضه آرپی جی هم به همراه داشت که در مواقع ضروری از آن ها هم استفاده می کرد. او با این کارش دشمنن را به اشتباه می انداخت و تعداد نیروها را در نظرآن ها چند برابر می کرد.
علی همیشه من را به وجد می آورد و در ته دلم هزاران آفرین نثارش می کردم
خصوصیات فردی علی ژاله بی نظیر بود . او بیشتر از آن که به فکر خودش باشد، به فکر نیروهای زیر دستش بود. مثل یک فرمانده ی با تجربه عمل می کرد و برنامه میی ریخت. این کارهای علی همیشه من را به وجد می آورد و در ته دلم هزاران آفرین نثارش می کردم.
علی از کار زیاد خسته نمی شد؛ بعضی وقت ها فکر می کردم او از فولاد ساخته اند. در مواقعی که اگر سکو و یا خاک ریز ی برای استقرار صد و شش هایش نداشت،، به هر قیمتی که بود، یا جایی را برای استقرار ۱۰۶ پیدا می کرد و یا در همان لحظه خاک ریزی و یا سکویی را به تنهایی یا با کمک بچه های دیگر درست می کرد.
زیباترین صحنه جنگ :سربازهای عراقی پا به فرار گذاشتند
صدای رسا و مردانه ی علی ژاله را که در عملیات مانند رعد ی خشن می غرید هنوز هم خاطر دارم، او از جنس ما نبود.
وقتی که صدای الله اکبر شهید تاجیک و شهید طیاری را از توی خط شنیدم، فهمیدم که علی ژاله درست به هدف زده و تانک ها را منهدم کرده. اولین شلیک که باا موفقیت انجام شد اثر بسیاری روی بچه ها و موقعیت عملیات گذاشت . سربازهای عراقی طوری کپ کرده بودند که چند دقیقه دست به هیچ عملی نزدندو بعد توی منطقه خور عبدالله پا به فرار گذاشتند. این صحنه زیباترین صحنه جنگ بود که متاسفانه ما هیچ عکس و فیلمی از آن نداریم . باید می بودید و قدرت رزمند هایمان رااز نزدیک می دیدید.
دشمن چنان ذلیل شده بود که بیشتر از سی تانک یک دفعه به طرف بچه هاو علی ژاله شلیک می کردند، این صحنه ی جنگ بارها برای رزمندگان ما اتفاق افتاده بود وو آن ها بی توجه به شدت خطر، خیلی عادی جواب دشمن تا دندان مسلح را می داند.
بهانه ای برای ماندن تا آخرین لحظه 
از لحاظ اخلاق و تقوا نیز از با تقواترین فرماندهانی بود که در جنگ و مبارزه با دشمن قوی بود. در ایمان و تقوا و از خودگذشتگی نیز زبانزد بچه های رزمنده بود. خیلی ازز نیروه های علی بیشتر به خاطر اخلاق خوب او تا آخرین لحظه در کنارش می ماندند.
در منطقه و جبهه و جنگ، صفا بود، عشق بود، محبت هم بود، هیچ کس فقط به فکر خودش نبود همه به فکر دوست و همرزم هایشان بودندو همه برای رضای خدا میی جنگیدند و جان فدا می کردند. علی ژاله هم در همین راه به شهادت رسید و از میان ما به سوی آسمان پرواز کرد.

شهید علی ژاله در عملیات والفجر مقدماتی سال ۱۳۶۱وارد توپ ۱۰۶میلیمتری لشکر ۴۱ ثارالله شد آن زمان هنوز گردان و یا تیپ ادواتی رعد تشکیل نشده بود و رزمندگان گروهان توپ ۱۰۶ میلیمتری مستقلا زیر نظر فرماندهی لشکر انجام وظیفه می نمودند، تا اینکه برای اولین بار قبل از عملیات بدر (۱۳۶۳)گردانی تحت عنوان ادوات لشکر۴۱ثارالله تشکیل یافت و حاج علی ژاله هم جزو اولین فرماندهان ومؤسسین این یگان نظامی مقتد گردید.
گردانی که بعدها تبدیل به تیپ شد حاج علی ژاله فرماندهی گروهان توپ۱۰۶میلیمتری و سپس گردان ضد زره آن را بر عهده گرفت.
وی سرانجام پس از شرکت در عملیات جنگی در سال ۱۳۶۵ به هنگام عملیات کربلای۵ در شلمچه بر اثر خمپاره به فیض شهادت نائل آمد. رزمنده ای که کارها ی بزرگگ او هنوز نقل قول ادبیات پایداری و خاطرات خوش رزمندگان درلحظات سخت نبرد است.

فرازی از وصیت نامه شهید علی ژاله 
خدایا از تو یاری می طلبم و به تو سوگند یاد می کنم که همیشه در آخرین نفس در راه دین مقدس تو وبرای یاری دین تو مستحکم و جان بر کف فداکاری کنم.
خدایا به تو سوگند یاد میکنم از روزی که تو را به یگانگی شناختم در قلبم جرقه ای از ایمان محمدی(ص) پدیدار شد واز همه چیز گذشته و به تو پیوستم و از تو میخواهمم این جهادی را که من می کنم بپذیر و از تو می خواهم تمام گناهانم را ببخشی.
در اینجا سخنی با برادران سپاه دارم که امروز خودشان می دانند جنگ حالت دیگری پیدا کرده است وخداوند لطف نموده و ما هم باید محکم واستوار باشیم و آخرینن ضربات را به دشمنان اسلام بزنیم و از آنجا عازم قدس عزیز شویم.

IMG_8032

IMG_8033

وصیت نامه شهید غلامحسین آقاملایی

بنام خداوند انسان خالق پیامبران و دوازده امام و خالق خمینی بت شکن .

الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ”

آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندتری است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.”پروردگار شان به رحمت بی منتها ی خود بشارت دهد به مقام رضا و خشنودی خویش و به بهشتهایی که در آنجا آنها را نعمت جاودانی است .

خداوندا تو را یاری میخواهم هم اکنون که با الطاف بیکرانت و مهربانی بی نهایت و بی منت خود که از چون – خداوند بی منتی چنین سفره ای و چنین رزقی نصیبم شده و ای خدایی که دستکارت در این دنیای  شلوغ بت شکنی قلب سازی چون خمینی نصیبمان فرمودی تا این مرد همیشه جاوید با آن نفس مسیح گونه اش جانی تازه و نفسی پاک در کالبد مُردگان و یا وری توانا برای زندگان اسلام و محرومین انسانیت باشد . ای قادری که قدرت درک و جهاد و نتیجه کوشش برای اسلام وانسانیت را با این پر بهایی نصیبم فرمودی کمکم فرما تا از دریاها و بی حد ها و بی حسابها ی درهای رحمتت که بوسیلۀ امدادهای غیبی ات به من نا چیز دریغ فرموده ای بتوانیم به دیگران از چگونگی حالم و فلسفه درونم در حدی که جذبه اش بیش از دافعه اش باشد یادداشتی بگذارم .

خدایی که آگاهی این بنده درد کشیده و درمان دیده ات غیر از کمکهای خود و معصومنیت و یاریهای شهیدراهت برادر رشید و با معرفت حسین (ع) قمر بنی هاشم کسی را که کس باشد در همه عمر قبل از انقلاب نداشتم و هم اکنون هم سالکان کوی خمینی ، رهروان خط سرخ شهادت در جبهه و پشت جبهه غم از دل می زدایند و چون گلهای باغ رضوان خمین و با گلبان خمین هم از خداست و ساختگان راه طریقت همه از قدرت و ارادۀ خدایند ، پس خدای همه چیز ، همه کس در پرتو اراده توست خیلی لطیف گویی که اگر این بنده اراده شناساندن کند . خدایا کمکم کن به حرمت مهربایت .

ما راست قامتان جاودانۀ تاریخ خواهیم ماند ( شهید مظلوم بهشتی )

سروران عزیز برادران عاشق کوی حسین و خط خمینی سلام بر شما درود و آمرزش خداوند ره توشۀ دنیا و راه آخرت شما و فردوس برین مأوایتان باد ف پاسدران همرزم شهیدان ،شهید سازان عزیز، خانواده های عزیز ، شهیدان چه نیکان پاک سرشت و چه ایثارگران شجاع و چه بخشندگان جان و چه سوداگران کم مطالبه و چه کم توقعان پُر بهراه ی هستند چه لذّت درونی و چه قلب رئوف و جان سالمی دارید عزیزانی که پاره های جگرتان را سخاوتمندانه نثار خط سُرخ حسین (ع) و معنویت اسلام و دین و قرآن محمد (ص)

وصیت نامه شهید ناتمام ماند.

قسمتی از وصیت نامه خصوصی سردار شهید غلام حسین آقاملایی به پدر و مادر و خواهر و برادرانش

بنام خدایی که مهربانتر از همه است حتی پدر و مادر، چون اوست که چنین نعمتی بنام پدر و مادر به بندگانش ارزانی میدارد .

پدر بزرگوار و مادر عزیز و مهربانم ، سلام این فرزند حقیر و درود و آمرزش خداوند به شما نیکان باد امیدوارم که در کلیه اوقات عمر لحظه ای از فکر اسلام عزیز و دعا برای سلامتی و طول عمر رهبر غافل نباشید ، بصورتیکه وجودی اسلام دارا بوده و سلامتی قلب و عظمت روح، شما را در مقابل طوفانهای حوادث روزگار چون کوهی استوار سازد و در هر وضعیتی که هستید زندگی و رنجهای جانسوز اما الهام بخش انبیاء خداوند و معصومین (ع) را در نظر بیاوری ، در سایه توسل خود و شفاعت معصومین خوشنود و موفق باشید : پدر و مادرم جون من هم از شما مظلومان خطه رابر هستم بنابراین بعد از خداوند مهربان و شنوا هیچ گوشی را شنواتر از گوشهای شما نج کشیدگان آماده تر و هیچ قلبی را از قلب پاک صد پاره شما اسیران دست دیوان آدم نما ف و هزاران پایان به ظاهر دو پا ، خون آشامان و دشمنان عصمت بشری گیراتر ندیدم که در این واپسین …

نمیدانم که چطور روی سطح این ورق دنیای درونم که دو عالم متضاد است بیان کنم تا حدودی که امکان است من می نالم و شما هم با اون سوز خدایی تکامل ناریایی بقیه سوز و ساز من باشید . ساز از اینکه در بالا اشاره شد عالم درونی من خلوت گاه انس راز و نیاز با معشوق ازلی و ابدی یعنی خالق ، و اما سوز از منافقین ، ای آخ ، ای وای ، ای داد ، ای فریاد از دو چهرگی و فرومایگی و خبیصی و بی شرمی ، و بی ناموسی و بد سیرتی گندم نمایان جو فروش یعنی منافقین .

والدینم اینها که نوشتم از من نیست فریادی از فریاد ها ف فریادی که از حلقوم مظلومین چون نای نفس نمانده یعنی نگذاشتند که بماند ولی بلند گوی چشم ، بله چشم هم بلندگو دارد فریاد های جانسوز و آتشین با تفسیر و تحلیل کامل بر آید ، گرچه فریاد رس ، صاحب میشنود و مدد می کند . اما من و تو و او و ما و همه نایب و خلیفه ا.. هستیم رسالت و مسئولیت داریم ، خلاصه پدر ، سخنم از اینجا بیشتر با شماست چون خداوند مرد آفریده شما را درد مرد و سوز صدای مرد را ، همنوع و همجنس بهتر میدانید ف ممکن است معنی کلمه عصمت را من ندانسته باشم و لیکن همانطوریکه اجتماع به ما یاد داده ، اولین و عالیترین و پسندیدترین صف معصومین عصمت بوده ف به گفته امیر المومنان آقای متقیان در محیطی که روح عصمت حاکم نیست فاتحه مردم آن اجتماع خوانده است البته (مولا ) زیبا و رسا فرمودند بنده برداشت خود را می نویسم   اما جه می شود که عصمت بشریت ناقص و نابود می شود ، همان دیو و هیولای نفس اماره که دیوان انسان نما به جای پاک سازی درون و تزکیه و تهذیب شاخ و برگش داده و تقویت می کند تا آنجا که آتش هوس و جامعه آمال حیوانی این خوک صفتان طومار شرافت مردم را خصوصاً مظلومین و صادقین را به باد فنا می دهند و اما درمان چنین درد هایی استمداد از قانون ، بله قانون ، نه قوانین طاغوتی ، و نه مجربان ، که در لباس مقدس قضاوت تیشه برداشته و ریشه عفت را قطع می کنند . پدر اگر من شهید شدم که التماس دعا ، اگر زنده ماندم و افتخار حضور یافتم  حتما ًاز من بخواه که شرایط یک قاضی که در نهج البلاغه فرمان همیشه جاوید امام علی (ع) به سردار رشیدش مالک اشتر در مصر برایت بخوانم فقط شنیدنش شباب و جوانی می آورد . و چنین قاضی هم از برکت اسلام در همین استان کرمان ما داریم … به امید روزی کفایت قضات از درد و دل رهبر عزیزمان بکاهد .

 

و اما شماها که با آن روح بلندتان رضایت فرمودید که چهار پسرتان خصوصاً تاجعلی عزیز ، نیاز و مراد چرخ اقتصادی خانواده بارها به جبهه برای یاری حسین زمان و خون خواهان حسین زهرا جبهه بروند و در چندین عملیات مرگ را سعادت شرکت داشته باشند حتما باکی از اینکه مرا هم تقدیم اسلام کنید ندارید …

به امید پیروزی کامل انقلاب خمینی و به ظهور رسیدن انقلاب منجی عالم بشریت و واقع بینی مؤمنین انقلاب ایران و به یاد سرداران گلگون کفن کربلای جنوب ایران .منصور همایون فر ، اکبر محمد حسینی ، محمد افضلی ، شهید امراله شیخ پور و شهیدان مظلوم و نیک شرشت ایل عشایر خصوصاً فلکناز ، کرامت و شیخ حسینی ، خداوند یاور و حافظ همه رزمندگانی که در جبهه و پشت جبهه خالصانه و صادقانه امام خمینی عزیز و انقلاب محمد گونه اش را یاری کنند.

مرگ سیاه بر احمقانی که فکر می کنند در لباس تقوا می توانند دین را بازیچه دنیا قرار بدهند و به درهم و دینار میمون وار شکلک در می آورند، باشد که دست غضب خدا یی چون زود انگلها را به دیار نیستی و به عمق جهنم بفرستد.

IMG_8045

مقاله شهید در باب نهج البلاغه به قلم سردار غلامحسین آقاملایی

به مناسبت سیزدهم رجب المرجب ف میلاد با سعادت امیرالمومنین علی (ع)

” نهج البلاغه ”

بسم الله الرحمن الرحیم

آب از سرچشمه باید خورد ، میوه را از سر شاخه باید چید ف نامه را سربسته باید خواند ، چهره را بی پرده باید دید ، راز را نشنیده باید گفت : نهج البلاغه کتاب دل است ، دریایی پیش رویمان است به گستردگی تاریخ چهارده قرن اسلام ف به ژرفای زمان . نامش نهج البلاغه ف آنکه می خواهد ” علی ” را بشناسد و با روح علوی انس بگیرد ، باید جان را در زیر آبشار خطبه های این مجموعه بگیرد تا به طهارت و طراوت برسد . و آنکس که بخواهد ” اسلام ” را بشناساند آ اما چهره ” علی ” و در سخن مولا ، باید نهج البلاغه را بخواند و از کوثر جرعه ای بنوشد .

اسلام را باید از قرآن فرا گرفت ؛ ولی نهج البلاغه هم ترجمان همان قرآن است .

نهج البلاغه برادر قرآن است ف تفسیر دین است ، رهگشای فصاحت و بلاغت است ، کتاب ارشاد و آموزش است ، کتاب ” تشویق و تو بیخ ” ” بعثت و بشارت ” ” برهان و بصیرت ” است ، کتاب ” سنت و سیاست ” ” حکمت و حکومت ” ” قضاو قدر “” قرآن و قیامت” معاش و معاد ” است . نهج البلاغه کتاب دل است .

کتاب عاطفه و عشق ، عقیده و جهاد ، اندیشه و تعقل است ، کتاب اخلاق و تهذیب نفس است ، کتاب ” رهروی ” و ” رهبری ” است ، اسوه ” سیر و سلوک ” است پیوند دهنده ” حیات ممات ” است برنامه زندگی است ، دستور العمل چگونه بودن ” مرامنامه ” هستی ” است ، قانون ” حیات ” است، طراز ” زیستن” است ف منشور حکومت است ، نهج البلاغه نردبان تعالی روح است ، بال معراج جان و سکوی پرواز در ملکوت است ، خمیر مایه تبلور احساس است رواق و اشراق معارف حقه و الهیه ، در ضمیر یک انسان است، ابزار ” معرفت ” است ، آیینه شناخت ” خود ” است ، رسواگر چهره ” نفاق ” و افشاگر روایای پنهان شرک است .

نهج البلاغه ، دنیا را تحقیر می کند تا آخرت را بزرگ بدارد . ” عدل را تجلیل می کند ، تا دنائت ستم را ترسیم کند ، جان را می گیرد ، تا جانان بدهد ، ” دل ” را میستاند تا ” دلدار ” بدهد .

نهج البلاغه چشم را در زمزم ” بصیرت ” می شوید ، گوش را از آهنگ زیبای هستی پر می کند ، مشام جان را با عطر ” معرفت ” معطر می سازد . دل را از زلال یقین می آکند ، زبان را به گفتن ” حق ” می گشاید ، راه را از چاه ، باز می شناسد ، هدف رسالت انبیاء را باز می گوید ، فلسفه آفرینش را می شکافد ، ” نفاق ” را بی پرده عریان می نماید ، ” تقوا ” را در عرصه ” عمل” نشان می دهد . متقین را معرفی می کند ، منافقین را می شناساند ، ” صبر آموز” و ابلاغگر و مبشر و منزه است . کتاب همیشه ، همه جا است ، نهج البلاغه یک “معلم ” است ، یک مکتب است به مالک اشتر آیین زمامداری می آموزد ، به عثمان ابن حنیف شیوه های حکومت مردمی یاد می دهد ، به امام حسن (ع) فلسفه بلند هستی می آموزد ، به محمد حنفیه از فنون رزم می گوید ، به سلمان فارسی دنیا را می شناساند ، به کمیل بن زیاد از مردم شناسی می گوید ، به حارث همدانی درس اخلاق می دهد، به ابوذر غفاری استقامت در راه هدف را توصیه می کند عقیل را در آستان عدالت بر سر عقل می آورد ف ابو موسی اشعری را در پیشگاه شعور و وجدان منطق به محاکمه می کشد . شیطنت معاویه و ریاست طلبی طلحه و زبیر را بر ملا می کند ، نهج البلاغه دیدگاه امام علی (ع) درباره خدا و انسان و جهان و مبدأ و معاد است . نهج البلاغه دانشکده الهیات و کلاس معارف است ، در نهج البلاغه ، با طبیعتی روبرو می شوی ، جاندار، با شعور و درک و گویا .

آری …آری … نهج البلاغه سوگند نامه فراق یاران است رنج نامه عهد شکنی های دوستان نا آگاه و هم پیمانان سست اراده ، غم نامه مظلومیت عدل ومحکومیت حق است .

نهج البلاغه ، منشوری است جند بعدی که هر زمان یک چهره اش می درخشد و برای هر کس یک بعد و برش آن ، متجلی می شود . از هر مقوله ای مقاله ای دارد ، برای هر دردی ، درمانی است برای هر نیازی پاسخی .

و البته که بی دردان از نهج البلاغه درمانی نخواهد یافت .

چون نداری درد درمانهم مخواه / درد پیدا کن که درمانت کنند .

والسلام

IMG_8046

 

انتهای پیام /

 

 

 

 


ایمیل سایت:  dargazkhabar.ir@gmail.com                         شماره سامانه پیامک سایت:    به زودی


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *